تبلیغات |
مطالب اجتماعی و .................................... | ||
|
در گذرگاه های زندگی گاهی دوستان را دشمن و دشمنان را دوست می انگاریم
زمانی متوجه می شویم که به قول مرحوم قیصر امین پور و ناگهان چقدر زود دیر می شود اما ای کاش زود می فهمیدیم گاهی فکر می کنیم کاری را که انجام می دهیم باعث تحصین عده ای می شود که دوستشان داریم اما به بهایی ؟ اصطلاح متداول جوانان امروز دیدین ضایع شد؟ و و و اما امیدوارم افرادی که از این حربه برای ایجاد محبوبیت صوری استفاده می کنند هیچگاه طعم ضایع شدن به شیوه ای که خودشون دیگران رو ضایع کردن نشن شاید اونی که فکر می کنیم ضایعش کردیم تحملمون می کنه که غرور جوانی ما نشکنه پیش دوستامون خرد نشیم اما همیشه یکی تحمل نمی کنه خرد بشه تا ما خرد نشیم اما اون روز خیلی روز سختیه در هر صورت نمی دونم باز همدیگه رو می بینیم یا نه اما بدونید اگه اهمیتی برای کار شما قائل نبودم اصلا واکنش نشان نمی دادم اما یه معذرت خواهی باید بکنم از همه اونهایی که زحمت کشیدن چه کم چه زیاد ممنون دستتان درد نکنه ؟ علت کاستی ها رو با مسئول نمایشگاه بررسی کردیم هرچه بود یه تجربه بود حقتون ضایع نمی شه مطمئن باشید دوستتان دارم و براتون ارزش قائلم امیدوارم موفق باشید چه باشم چه نباشم
دوستان خوب سلام امروز وقتی نظرات رو چک می کردم دوست عزیزی در نظرات مطلبی رو گذاشته بودن و کمک خواسته بودن از شنیدن این خبر متأثر شدم کمک خواسته بودن تنها فکری که به ذهنم رسید این بود که این پیام رو وبلاگ بزارم امیدوارم مسئولین امر در صورت صحت مسأله تدابیر لازم را در نظر بگیرند زلزله خطر جدی و دور از انتطار برای تهران نیست ! در مواقع زلزله و حوادث طبیعی پارک ها مکان مناسبی برای پناه دادن مصیبت زده گان می باشد . با علم به این موضوع شهرداری منطقه 5 تهران مکان پارک در دست احداث( پارک مادر) واقع در خیابان آیت الله کاشانی – خیابان شهید الهی( درست پشت ساختمان مرکزی شهرداری منطقه 5) در نظر دارد مکان این پارک را تبدیل به مجتمع تجاری بکند این در حالی است که این منطقه جمعیت زیادی دارد و احتیاج به فضا سبز و پارک دارد . در ثانی شهرداری هر گاه درختی را حتی در حیاط خانه خود قطع می کنیم جریمه سنگینی از ما می گیرد حالا به چه مجوزی مکان پارک مادر را می خواهد تبدیل به مکان تجاری بکند . برای جلو گیری از این کار خواهشمندیم ما اهالی خیابان شهید الهی و گلهای یک و دو را کمک کنید . مولانای بلخی: اندر دل من مها دلافروز تویی
حافظ شیرازی: ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی سنایی غزنوی: با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروز ملک الشعرا بهار: رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود سعدی شیرازی: برآمد باد صبح و بوی نوروز عبید زاکانی: چو صبح رایت خورشید آشکار کند نظامی گنجوی: بهاری داری از وی بر خور امروز خیام: بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است سال نو یک هزار و سیصد و نود و یک خورشیدی بر همه ی دوستان عزیز مبارک! [ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 09:29 ب.ظ ] [ بهاره برادران ]
در ظلمت شب شهاب را می شستند آیینه افتاب را می شستند در چشمه خون چکان چشمان علی پیمانه نور ناب را می شستند . . .
![]() بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک شاخههای شسته، باران خورده، پاک آسمان آبی و ابر سپید برگهای سبز بید عطر نرگس، رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار خوش به حال چشمه ها و دشتها خوش به حال دانهها و سبزهها خوش به حال غنچههای نیمهباز خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز خوش به حال جام لبریز از شراب خوش به حال آفتاب ای دل من گرچه در این روزگار جامه رنگین نمی پوشی بکام باده رنگین نمی بینی به جام نقل و سبزه در میان سفره نیست جامت از آن می که می باید تهی است ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار گر نکوبی شیشه غم را به سنگ هفت رنگش میشود هفتاد رنگ فریدون مشیری نوروزتان پیروز
![]() سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند
و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...
کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...
زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و
چون همیشه امیدوار وسال نومبارک... ضمن تشکر از دوستانی که ایمیل های سرشار از لطف خود را برایم ارسال نمودند به دلیل مشکلات yahoo نتوانستم پاسخ دهم در اولین فرصت پاسخ خواهم داد سلام قرار چند نمونه سوال براتون بنویسم تا جواب بدین و من هم تصحیح کنم اما من برای نمره بهمن و اسفند ماه نمره نمی گذارم تا دوشنبه که آزمون دروس 1 و 2 بگیرم بعد لطفا به همه دوستان اطلاع رسانی کنید قبل از ارئه این مطلب وظیفه خودم می دانم از نجمه عزیزم بابت لطف و مهربانیش تشکّر کنم
البته با اجازه نویسندگان این ماهنامه تغییراتی در شیوه نگارش آن دادم گفتم : چقدر احساس تنهایی می کنم گفتی : فانّی قریب من که نزدیکم آیه 186 سوره بقره گفتم : تو همیشه نزدیکی ، من دورم کاش می شد بهت نزدیک شم گفتی : واذکر ربّک فی نفسک تضرّعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الآصال هر صبح و عصر ، پروردگارت را پیش خودت ، با خوف و تضرّع ، و با صدای آهسته یاد کن( اعراف آیه 205 ) گفتم : این هم توفیق می خواهد گفتی : الا تحبّون ان یغفر الله لکم سوره نور آیه 22 دوست ندارید خدواند ببخشدتان گفتم: معلوم است که دوست دارم مرا ببخشید گفتی : واستغفروا ربّکم ثمّ توبوا الیه پس از خدا طلب بخشش نمایید و بعد توبه کنید ((سوره هود آیه 90 )) گفتم : با این همه گناه چه کار می توانم بکنم گفتی الم یعلموا انّ الله هو یقبل التوبه عن عباده ( سوره توبه آیه 104 ) مگر نمی دانید خداوند است که توبه را از بندگانش قبول می کند گفتم : دگر روی توبه ندارم گفتی : الله عزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب ( سوره غافر آیه 3-2 ) ولی خداوند عزیز و دانا است او آمرزنده گناهان و پذیرنده توبه است گفتم : با این همه گناه برای کدام گناهم توبه کنم گفتی: انّ الله یغفر الذنوب جمیعا ( سوره زمر آیه 53 ) خداوند همه گناهان را می بخشد گفتم : یعنی باز هم بیام؟ باز هم من رو می بخشید؟ گفتی : و من یغفر الذنوب الّا الله ( سوره آل عمران آیه 135 ) به جز خداوند چه کسی آمرزنده گناهان است گفتم : در برابر این همه مهربانیت چه کار می توانم بکنم گفتی : یا ایّها الّذین آمنوا اذکروالله ذکرا کثیرا و سبّحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلّی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظّلمات الی النّور و کان بالمؤمنین رحیما سوره احزاب آیه 43-41 ای مومنان خداوند را بسیار یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید . او کسی است که خودش و فرشتگانش بر شما درود و رحمت می فرستد تا شما را از تاریکی ها به سوی روشنایی خارج کنند خداوند نسبت به مومنان مهربان است
برای آن کس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد . می گویند شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بیدار شد وباعجله دو مسأله راکه روی تخته سیاه نوشته بود یاداشت کرد و به خیال اینکه استاد آنها را بعنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هیچ یک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام یکی را حل کرد وبه کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد ، زیرا آن ها را به عنوان دونمونه از مسائل غیر قابل حل ریاضی داده بود. اگر این دانشجو این موضوع را می دانست احتمالاً آن را حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقین نکرده بود که مسأله غیر قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد باید حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله یافت.
[ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 07:58 ب.ظ ] [ بهاره برادران ]
سکوت من هیچگاه نشانه ی رضایتم نبود...من اگر راضی باشه با شادی می خندم.سکوت نمی کنم. بعضی ها طواف نمی کنند،فقط خدا رو دور می زنند. روزانه هزاران انسان به دنیا می آیند.اما نسل انسانیت در حال انقراض است. انسان کلا موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره.اونی هم که اینو قبول نداره،خرش هنوز روی پله...
[ جمعه 30 دی 1390 ] [ 09:18 ب.ظ ] [ بهاره برادران ]
روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره ی انسانیت پرسیدند،در جواب گفت: اگر زن یا مرد دارای اخلاق باشد،نمره ی یک می دهم:1 اگر دارای زیبایی هم باشد،یک صفر جلوی عدد یک می گذارم:10 اگر پول هم داشته باشد،یک صفر دیگر جلوی عدد 10 می گذارم:100 اگر دارای اصل و نسب هم باشد،یک صفر دیگر جلوی عدد 100می گذارم:1000 ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق)؛چیزی به جز صفر باقی نمی ماند:000 و صفر هم به تنهایی هیچ است و آن انسان هیچ ارزشی ندارد.
پیامبر صلىاللهعلیهوآله : … وَ ما یَمْنَعُكَ أنْ تُحِبَّ أنْ تَعیشَ حَمیدا وَ تَموتَ سَعیدا و اِنّما بُعِثْتُ عَلى تَمامِ مَحاسِنَ الأخْلاقِ؛(مجمع الزوائد، ج 8 ، ص 23 . ) چه چیزى مانع توست كه زندگى پسندیده و مرگ با سعادت را داشته باشى، چرا كه من براى كامل نمودن اخلاق زیبا مبعوث شدهام.
[ جمعه 30 دی 1390 ] [ 08:55 ب.ظ ] [ بهاره برادران ]
صبحانه وعده غذایی بسیار مهمی است که باعث میشود انرژی قسمت اصلی مطالعه شما یعنی ساعت اولیه روز تأمین شود، پس صبحانه کامل میل کنید و در کنار این صبحانه از آب میوه استفاده کنید.
برنا: با نزدیک شدن به پایان مهلت آمادهسازی آزمون کنکور سال 90، تکاپوها و آشفتگیهای داوطلبان نیز شدت مییابد و همگی با بیم و امید به انتظار روز آزمون به فراگیری نکات پایانی یا کلیدی میپردازند تا آینده خویش را رقم بزنند. فیش برداری؛ بسیاری از داوطلبان از این موضوع گلایهمندند که با گذشت زمان و مطالعه دروس تخصصی، جزییات مطالب دروس عمومی را به فراموشی میسپارند، راهکار این نقصان در فیشبرداری از مطالب است. با گذشت زمان و فرارسیدن روزهای پایانی مهلت داوطلبان، این فیشهاست که راهگشا خواهد بود و مطالب از یاد رفته را به خاطر خواهد آورد. پس از گذشت یک ماه از خوانش یک کتاب با مطالعه فیش مربوط به آن، نمونه سوالهای کنکور آن درس را پاسخ دهید، در صورتی که در ارایه پاسخ اشتباه کردید، مشکل به نوع فیشبرداری یا شیوه مطالعه یکماه قبل شما بر میگردد، دوباره تاکید میکنیم که خواندن تمام مطالب کتاب اهمیت دارد. در صورتی که نتوانستید به سوال کتابی که خواندهاید درست پاسخ دهید، اکیداً ناامید نشوید، این بدان معنا نیست که شما آن مطلب را نمیدانید، بلکه آن مطلب در ناخودآگاه شما موجود است فقط نیاز به یادآوری دارد. یادگیری مطالب؛ اگر شما مطلبی را کلاً فراموش کردهاید، قطعاً آن مطلب را یاد نگرفتهاید، متاسفانه بسیاری منظور از خواندن را حفظ کردن میدانند، این در حالی است که حفظ کردن بدترین نوع فراگیری است، پس برای ماندگاری مطلب، آن را بفهمید نه حفظ کنید. البته گاهی اوقات نیز سوال به شکل عجیبی ناشناس مینماید، اینجاست که از ذهنتان میگذرد که شاید شما هیچ گاه آن مطلب را نخواندهاید!؟! در واقع اگر مطلبی کلاً برایتان نا آشنا بود، به این معناست که یا اصلاً آن را نخواندهاید و یا در هنگام مطالعه ذهن شما بر روی موضوع دیگری متمرکز بوده است، پس یک بار دیگر آن را بخوانید و یاد بگیرید. تحلیل سوال؛ بسیاری از داوطلبان در پاسخگویی به اینگونه سوالات دچار اشتباه میشوند زیرا هنگامی که سوال به نظرشان آشنا میآید، بدون اینکه آن را تمام و کمال بخوانند به سراغ جوابها میروند و گمان میکنند در وقت صرفهجویی کردهاند، آنگاه پس از اعلام نتایج کنکور، از رتبه بد خود ابراز تعجب میکنند. نکته مهم آن است که مهمترین کلید پاسخ در خود سوالات است یا به قول معرف 60 درصد جواب در دقیق خوانی سوال است. این مساله در پاسخگویی به سوالات چند وجهی واقعاً راهگشاست. در نمونه سولاتی که از شما نام کسی یا دوره یا تاریخ واقعهای را میخواهند، شما به صراحت با یک کلمه مواجهید اما هنگامی که قرار است درستترین پاسخ را از میان 3 گزینه دیگر بیابید نیاز است که سوال را کلمه به کلمه تحلیل کنید و نزدیکترین پاسخ را انتخاب کنید. پرهیز از فشار روانی؛ یک انسان علاوه بر عوامل درونی و دغدغههای شخصی، از محیط پیرامون خود تأثیر میگیرد و بر آن تأثیر میگذارد. شاید به جرأت بتوان گفت مهمترین مشکل روحی داوطلبان در حین آمادهسازی برای کنکور استرسهای گاه و بیگاه آنهاست. استرس ناشی از فشارهای روحی و اجتماعی است که موجب پریشانی ذهن کنکوریها میشود، فشارهایی مانند؛ کم بود زمان، تعداد رقبا، میزان پذیرش رشتههای مورد علاقه و فشارهایی از این دست که همگی به نوبه خود و در کنار مسایل شخصی داوطلبان، باعث آشفتگی ذهن و پایین آمدن راندمان یادگیری میشود. لذت بردن از مطالب؛ برای آنکه مطالب اثر ماندگارتری در ذهن شما داشته باشند، به شکلی تحلیلی و حتی انتقادی و گاهی نیز با لذت، کتابهای درسی را مطالعه کنید، به این موضوع توجه کنید که در دوران تحصیل از روی بسیاری از این مطالب به شکل سرسری رد شدهاید، در حالی که این مطالب جذابیت کافی برای شما دارند. برای مطالعه ترجیحاً در مکانهای ساکت اقامت کنید و اگر فکر میکنید که رفت و آمدها و افرادی که به کتابخانه میآیند، باعث سرگرم شدن شما می شوند به اتاقهای منزلتان باز گردید. به شکلی کلی توصیه میشود که به جای مطالعه در شب، سحر خیز باشید و روزها درس بخوانید ولی ساعتهای بیولوژیکی اشخاص با یکدیگر متفاوت است، پس اگر گمان میکنید که کارایی ذهنی شما در شب مساعدتر است میتوانید مطالعه در شب را امتحان کنید. در حین مطالعه در زیر کلمات کلیدی و جملات مهم خط بکشید، زیرا با این کار آنرا بهتر به ذهن میسپارید، همانگونه که در یادداشتهای پیش نیز گفته شد، سعی کنید تا مطالبی را که میخوانید، درک کنید و از حفظ کردن بپرهیزید، اگر جزء به جزء کلام را نفهمیدید به شاکلهای که از آن برداشت میکنید، بسنده کنید. استراحت کردن؛ در واقع روش صحیح مطالعه برای کنکور با آنچه که مردم و مخصوصاً پدر و مادرها فکر میکنند منافات دارد. برای اینکه بتوانید سطح یادگیری خود را به حداکثر برسانید پس از هر 30 دقیقه مطالعه، 10 دقیقه را به استراحت و اموری بگذرانید که به آن علاقهمندید، زیرا کارایی بهینه مغز شما 30 دقیقه مداوم است. البته منظور از 10 دقیقه استراحت پرداختن به بازیهای فکری و فیزیکی که انرژی ذهن و جسم را تحلیل میدهد نیست، از 24 ساعت شبانه روز پس از کم کردن 8 ساعت خواب و استراحت و 2 ساعت و 30 دقیقه وقتهای استراحت میان مطالعهای، یک داوطلب باید 3 ساعت مستمر را نیز به تفریح روزانه بپردازد. دوری از افکار غیر همسو؛ نخستین عامل بیدقتی، افکار غیر همراستا با پرسش یا مطلبی است که میخوانیم. تفکر غیر همسو باعث میشود که ذهن در مسیری غیر از آنچه که ما میخواهیم حرکت کند و قطعاً کارایی لازم را در برخورد با مطلب یا سوال پیش رو نخواهد داشت. عامل بعد عدم تمرکز و توجه به محیط اطراف است، مخصوصاً در هنگام آزمون کنکور که داوطلب با محیطی ویژه روبهرو میشود. عجله داشتن نیز از جمله عوامل بیدقتی است، هرچند که سرعت دادن به روند مطالعه یا تستزنی باعث بهره زمانی خواهد شد، اما باید گفت که با عجله کردن به غیر از اینکه مجبور میشوید سوالها را چند بار بخوانید چیز دیگری عایدتان نمیشود. همچنین عجله باعث عدم تمرکز نیز خواهد شد و عملاً کارایی شما بسیار کمتر از آن چیزی میشود که تصور داشتهاید. برنامههای غذایی و خواب؛ سعی کنید که در حد فاصل ساعت 22 تا 23 خواب شبانه را آغاز کنید و خود را برای خوابیدن در این ساعت عادت دهید تا ساعت 7 صبح از خواب برخیزید. صبحانه وعده غذایی بسیار مهمی است که باعث میشود انرژی قسمت اصلی مطالعه شما یعنی ساعت اولیه روز تأمین شود، پس صبحانه کامل میل کنید و در کنار این صبحانه از آب میوه استفاده کنید. به هنگام وعده ناهار و شام از خوردن غذاهای سنگین و بسیار چرب و حجم زیاد نان خودداری کنید، زیرا مصرف غذای سنگین علاوه بر خوابآلودگی، گیرایی ذهن را نیز کاهش میدهد. همچنین یک ساعت پس از صرف غذا به مطالعه دروس خود بازگردید. [ پنجشنبه 29 دی 1390 ] [ 09:55 ب.ظ ] [ پریسا سادات اکبری ]
بهترین لحظات زندگی از نظر چارلی چاپلین To fall in love
[ پنجشنبه 29 دی 1390 ] [ 09:51 ب.ظ ] [ پریسا سادات اکبری ]
1-تفاوت گروه خانواده با گروه های دیگر ارائه راه کارهای متفاوت برای کاهش و حل ناسازگاری خیلی مهمه علل بقای خانواده در طول تاریخ و و و
فقر اینه که دو تا النگو توی دستت باشه و دو تا دندون خراب توی دهنت فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری ، از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی فقر اینه که وقتی کسی ازت پرسید در سه ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه فقر اینه که کلی پول بدی واسه فلان مارک عینک ، اما فلان کتاب معروف رو نمیخری تا فایل پی دی افش رو مجانی گیر بیاری فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابون های اروپا تعریف کنی فقر اینه که ماشین 50 میلیون تومانی سوار بشی اما قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت نکنی فقر اینه که شعار بدی که دموکراسی میخوای ، اما تو خونه بچه ات جرأت نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی های تو چیه بعد از یه مکث طولانی بگی فقط موزیک و سریال های تلویزیون فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی فقر اینه که کتابخونت کوچکتر از یخچالت باشه پ.ن: ما چند تاش رو داریم؟؟ من خودم 3یا 4 تا موردش!!!
دوستان سلام
از اینکه شما ها سوالی نداشتید هم خوشحال شدم هم نگران خوشحال از اینکه همه مطالب خوب یادگرفته شده و جای سوالی نبود اما نگرانی برای اینکه اشکالات آزمون های کلاسی را هم برطرف نکردید نکته اول در مورد هماهنگی میان نظام های آموزشی ُ رسانه های جمعی و نظام اداری مثال های ارائه شده چند اشکال عمده داشت ۱- بعضی دوستان گفته بودند هدف نظام آموزشی آموزش دانش آموزان است و برای تحقق این هدف مدارس معلمینی را به کار می گیرند و برای آن ها حقوق تعیین می کنند و معلمین حقوق خود را از بانک ها دریافت می کنند که اگر بانک ها حقوق معلمین را پرداخت کند این دو نظام هماهنگ می باشند و اگر نه ناهماهنگ می باشند هماهنگی و عدم آن مربوط به هنجارها و ارزش های دو نظام می باشند اگر هدف نظام آموزشی کار بیشتر سخت کوشی قناعت باشد و این ارزش ها به دانش آموزان آموزش داده شود در صورتی که هریک از نظام های مقابل هم بر این اساس شکل گرفته باشد و عمل کنند همس و هماهنگ می باشند در غیر این صورت نامتعادل و ناهماهنگ می باشند ۲- خواهش می کنم همه سوال را جواب دهید با این همه سفارش باز هم بعضی دوستان یا مثال رو جا می گذارند و یا تعریف رو و گاهی هم ناقص می نویسند فردا من سر جلسه نیستم سوال ها رو خوب بخونید و خوب هم جواب بدین نکته بعدی در مورد فصل سوم هر پنج درس رو بادقت کامل مطالعه کنید مثال بنویسید و تجزیه و تحلیل کنید نکته دیگه ای به ذهنم نمی رسه اگه به ذهن شما رسید بگید من توضیح میدم
دوستان خوبم سوالات شامل جای خای یا همان کامل کردنی جور کردنی صحیح غلط تشریحی می باشد سوالاتی را که به عنوان نمون در اختیارتان بود ممکن است به یکی از اشکال فوق ارائه شود فصل سوم را هم کامل و دقیق بخوانید موفق باشید وقتی به من دادی و از من گرفتی،فهمیدم كه زندگی وقت غصه خوردن نیست پس سعی میكنم زیستن را با گرفتن تجربه ادامه بدم. [ چهارشنبه 7 دی 1390 ] [ 08:52 ب.ظ ] [ بهاره برادران ]
سلام دوستان این نمونه سوالات فصل ۲ تا ۷ روز اینده این لینک نیز برداشته میشود برای دریافت روی لینک زیر کلیک کرده سپس به دانلود فایل ها بپردازید زندگی زندگی همچون یك خانه شلوغ و پراثاث و درهم و برهم است و تو درآن غرق . این تابلو را به دیوا ر اتاق مى زنى ، آن قالیچه را جلو پلكان مى اندازى، راهرو را جارو مى كنى، مبلها به هم ریخته است مهمان ها دارند مى رسند و هنوز لباس عوض نكرده اى در آشپزخانه واویلاست وهنوز هم كارهات مانده است . [ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 11:24 ب.ظ ] [ بهاره برادران ]
حدیثی از امام حسین (ع): یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر حذر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی می کند، و به عذرخواهی می پردازد ( بحار الانوار، ج 78، ص120 )
[ شنبه 19 آذر 1390 ] [ 11:05 ب.ظ ] [ بهاره برادران ]
حتماً حتماً تا آخرش رو بخونید به نکتهی بسیار زیبا وجالبی میرسید.
دنیا (یکی ازنام های زندگی): ١١۵ آخرت (نامی برای زندگی پس از این جهان): ١١۵ ملائکه: ٨٨ شیاطین: ٨٨ زندگی: ١۴۵ مرگ: ١۴۵ سود: ۵٠ زیان: ۵٠ ملت (مردم):۵٠ پیامبران: ۵٠ ابلیس(پادشاه شیاطین): ١١ پناه جوئی از شرّ ابلیس: ١١ مصیبت: ٧۵ شکر: ٧۵ صدقه: ٧٣ رضایت: ٧٣ فریب خوردگان (گمراه شدگان): ١٧ مردگان (مردم مرده): ١٧ مسلمین: ۴١ جهاد : ۴١ طلا : ٨ زندگی راحت: ٨ جادو: ۶٠ فتنه: ۶٠ زکات: ٣٢ برکت: ٣٢ ذهن : ۴٩ نور: ۴٩ زبان: ٢۵ موعظه (گفتار، اندرز): ٢۵ آرزو: ٨ ترس: ٨ آشکارا سخن گفتن (سخنرانی): ١٨ تبلیغ کردن: ١٨ سختی: ١١۴ صبر: ١١۴ محمد (صلوات الله علیه): ۴ شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص): ۴ مرد: ٢۴ زن: ٢۴ و نیز جالب خواهد بود به دفعاتی که کلمات زیر در قرآن ظاهر شده اند نگاهی داشته باشیم: نماز: ۵ ماه: ١٢ روز: ٣۶۵ دریا : ٣٢ ، زمین (خشکی): ١٣ دریا + خشکی ۴۵= ٣٢+۱۳ دریا =۷۱/۱۱%=۴۵/(۳۲) خشکی =۲۸/۸۹% =۴۵/(۱۳) ١٠٠% = دریا ۷۱/۱۱% + خشکی۲۸/۸۹% دانش بشری اثبات نموده که آب ۷۱/۱۱% و خشکی ۲۸/۸۹% از کره زمین را فراگرفته است
منبع:پایگاه ظهور۱۲ [ یکشنبه 13 آذر 1390 ] [ 04:33 ب.ظ ] [ مریم صابری ]
هیچ كس فكر نكرد [ شنبه 12 آذر 1390 ] [ 05:20 ب.ظ ] [ پونه فتح علیان ]
ا;ومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه گفت: پدر یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم گفت: من رفتنی ام! گفتم: یعنی چی؟ گفت: دارم میمیرم گفتم: دکتر دیگه ای رفتی، خارج از کشور؟ گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد. گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم یعنی خدا کریم نیست؟ فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گل مالید سرش گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟ گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن آخه من رفتنی ام و اونا انگار موندنی سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم مثل پیر مردا برای همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و مهربون شدم حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن منو قبول میکنه؟ گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، وقتی داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟ گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!! یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟ گفت: بیمار نیستم! گفتم: پس چی؟ گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن نه. پرسیدم خارج چی؟ و باز جواب دادند نه! خلاصه پدر ما رفتنی هستیم وقتش فرقی داره مگه؟ باز خندید و رفت روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند . سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هرکدام از همکلاسی هایشان بگویند ، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند . بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هرکدام از دانش آموزان پس از اتمام ،برگه های خود را به معلم تحویل داده ، کلاس را ترک کردند . روز شنبه ، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت ، وسپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت . روز دوشنبه ، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد . شادی خاصی کلاس را فرا گرفت . معلم این زمزمه ها را از کلاس شنید " واقعا ؟ " "من هرگز نمی دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می دهند! " "من نمی دانستم که دیگران اینقدر مرا دوست دارند . " دیگر صحبتی ار آن برگه ها نشد . معلم نیز ندانست که آیا آنها بعد از کلاس با والدینشان در مورد موضوع کلاس به بحث وصحبت پرداختند یا نه ، به هر حال برایش مهم نبود . آن تکلیف هدف معلم را بر آورده کرده بود .دانش آموزان از خود و تک تک همکلاسی هایشان راضی بودند با گذشت سالها بچه های کلاس از یکدیگر دورافتادند . چند سال بعد ، یکی از دانش آموزان درجنگ ویتنام کشته شد . و معلمش در مراسم خاکسپاری او شرکت کرد . او تابحال ، یک سرباز ارتشی را در تابوت ندیده بود ... پسر کشته شده ، جوان خوش قیافه وبرازنده ای به نظر می رسید . کلیسا مملو از دوستان سرباز بود . دوستانش با عبور از کنار تابوت وی ، مراسم وداع را بجا آوردند . معلم آخرین نفر در این مراسم تودیع بود . به محض اینکه معلم در کنار تابوت قرار گرفت، یکی از سربازانی که مسئول حمل تابوت بود ، به سوی او آمد و پرسید : " آیا شما معلم ریاضی مارک نبودید؟ " معلم با تکان دادن سر پاسخ داد : " چرا" سرباز ادامه داد : " مارک همیشه درصحبتهایش از شما یاد می کرد . "پس از مراسم تدفین ، اکثر همکلاسی هایش برای صرف ناهار گرد هم آمدند . پدر و مادر مارک نیز که در آنجا بودند ، آشکارا معلوم بود که منتظر ملاقات با معلم مارک هستند . پدر مارک در حالیکه کیف پولش را از جیبش بیرون می کشید ، به معلم گفت :"ما می خواهیم چیزی را به شما نشان دهیم که فکر می کنیم برایتان آشنا باشد . "او با دقت دو برگه کاغذ فرسوده دفتریادداشت که از ظاهرشان پیدا بود بارها وبارها تا خورده و با نواری به هم بسته شده بودند را از کیفش در آورد . خانم معلم با یک نگاه آنها را شناخت . آن کاغذها ، همانی بودند که تمام خوبی های مارک از دیدگاه دوستانش درونشان نوشته شده بود . مادر مارک گفت : " از شما به خاطر کاری که انجام دادید متشکریم . همانطور که می بینید مارک آن را همانند گنجی نگه داشته است . " همکلاسی های سابق مارک دور هم جمع شدند .چارلی با کمرویی لبخند زد و گفت : " من هنوز لیست خودم را دارم . اون رو در کشوی بالای میزم گذاشتم . " همسر چاک گفت : " چاک از من خواست که آن را در آلبوم عروسیمان بگذارم . " مارلین گفت : " من هم برای خودم را دارم .توی دفتر خاطراتم گذاشته ام . " سپس ویکی ، کیفش را از ساک بیرون کشید ولیست فرسوده اش را به بچه ها نشان داد و گفت :" این همیشه با منه . . . . " . " من فکر نمی کنم که کسی لیستش را نگه نداشته باشد . " معلم با شنیدن حرف های شاگردانش دیگر طاقت نیاورده ، گریه اش گرفت . او برای مارک و برای همه دوستانش که دیگر او را نمی دیدند ، گریه می کرد . سرنوشت انسانها در این جامعه بقدری پیچیده است که ما فراموش می کنیم این زندگی روزی به پایان خواهد رسید ، و هیچ یک از ما نمی داند که آن روز کی اتفاق خواهد افتاد . بنابراین به کسانی که دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزشند ، قبل از آنکه برای گفتن دیر شده باشد. اگر شما آنقدر درگیر کارهایتان هستید که نمی توانید چند دقیقه ای از وقتتان را صرف فرستادن این پیغام برای دیگران کنید ، هر چه به افراد بیشتری این پیغام را بفرستید ، دسترسی شما به آنهایی که اهمیت بیشتری برایتان دارند ، بهتر و راحت تر خواهد بود . بیاد داشته باشید چیزی را درو خواهید کرد که پیش از این کاشته اید |
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||