تبلیغات
مطالب اجتماعی و .................................... - چقدر نامردیم...!

مطالب اجتماعی و ....................................

شاهین به آرزویش رسید. بالاخره بعد از سالها انتظار توانست در سن 25 سالگی آماده سفر به ژاپن شود. رفتن به ژاپن آرزوی شاهین بود. در فرودگاه امام خمینی از تمام افراد خانواده و آشنایان خداحافظی كرد و سوار بر هواپیما شد.

زمانی كه شاهین برروی صندلی هواپیما نشسته بود مدام به این فكر می كرد كه من موفق ترین فرد بین اقوام و دوستانم هستم. آنها اگر كمی عرضه داشتند همراه من به این سفر می آمدند.شاهین در هواپیما به این فكر می كرد كه تا ساعتی دیگر هنگام رسیدن به كشور ژاپن معنای خوشبختی را حس خواهد كرد.

در همین افكار بود كه هواپیما تكان شدیدی خورد. تمام مسافران طبق معمول سفرهای هوایی كه داشتند، احساس كردند كه هواپیما با چاله ای در ابرها برخورد كرده است و مشكلی آنها را تهدید نمی كند.

بعد از چند ثانیه، هواپیما تكان شدیدی خورد. مسافران ترسیده بودند. مهماندار هواپیما آمد و گفت: مسافران محترم  كمربندهای خود را محكم ببندید. هیچ اتفاقی نیفتاده است. مهماندار در حال صحبت بود كه ناگهان صدای مهیبی از موتور هواپیما شنیده شد. اكثر مسافران جیغ كشیدند. خلبان هواپیما از پشت میكروفن گفت: یكی از موتورهای هواپیما دچار مشكل شده است از مسافرین خواهشمندیم تا خونسردی خود را حفظ كنند. تنها كاری كه از شما مسافران برمی آید دعاست.

 با جملات خلبان و تكانهای شدید هواپیما مسافران متوجه شدند كه هواپیما در حال سقوط است.عده ای از زنان بیهوش شده بودند. بچه ها جیغ می كشیدند. عده ای خشكشان زده بود، عده ای زیر لب با ترس دعا می كردند و عده ای خانم از خانم‌ها كه در هواپیما روسری خود را درآورده بودند روسری را سرشان كردند و فقط می گفتند خدایا نجاتمون بده...

شاهین كه در مخیله اش هم چنین صحنه هایی نمی گنجید دستش را بالا برده بود و با گریه می گفت: (خدایا منو ببخش، اگه منو نجات بدی قول می دم آدم خوبی بشمو به تمام حرفات گوش بدم فقط یك فرصت بده.آخه که من جز تو كسی را ندارم...)

 هواپیما نزدیك به فرودگاهی در كشور ژاپن باید فرود اضطراری می كرد. با نزدیك شدن هواپیما به فرودگاه ضربان قلب مسافران هم بیشتر می شد.اكثر مسافران چشمان خود را بسته بودند. تكان های شدید هواپیما هنگام فرود باعث شده  بود كه تمام مسافران یك صدا بگویند (خدا....)

بقیه در ادامه مطلب

 

منبع:وبلاگ"باید کاری کرد"

شاهین به آرزویش رسید. بالاخره بعد از سالها انتظار توانست در سن 25 سالگی آماده سفر به ژاپن شود. رفتن به ژاپن آرزوی شاهین بود. در فرودگاه امام خمینی از تمام افراد خانواده و آشنایان خداحافظی كرد و سوار بر هواپیما شد.

زمانی كه شاهین برروی صندلی هواپیما نشسته بود مدام به این فكر می كرد كه من موفق ترین فرد بین اقوام و دوستانم هستم. آنها اگر كمی عرضه داشتند همراه من به این سفر می آمدند.شاهین در هواپیما به این فكر می كرد كه تا ساعتی دیگر هنگام رسیدن به كشور ژاپن معنای خوشبختی را حس خواهد كرد.

در همین افكار بود كه هواپیما تكان شدیدی خورد. تمام مسافران طبق معمول سفرهای هوایی كه داشتند، احساس كردند كه هواپیما با چاله ای در ابرها برخورد كرده است و مشكلی آنها را تهدید نمی كند.

بعد از چند ثانیه، هواپیما تكان شدیدی خورد. مسافران ترسیده بودند. مهماندار هواپیما آمد و گفت: مسافران محترم  كمربندهای خود را محكم ببندید. هیچ اتفاقی نیفتاده است. مهماندار در حال صحبت بود كه ناگهان صدای مهیبی از موتور هواپیما شنیده شد. اكثر مسافران جیغ كشیدند. خلبان هواپیما از پشت میكروفن گفت: یكی از موتورهای هواپیما دچار مشكل شده است از مسافرین خواهشمندیم تا خونسردی خود را حفظ كنند. تنها كاری كه از شما مسافران برمی آید دعاست.

 با جملات خلبان و تكانهای شدید هواپیما مسافران متوجه شدند كه هواپیما در حال سقوط است.عده ای از زنان بیهوش شده بودند. بچه ها جیغ می كشیدند. عده ای خشكشان زده بود، عده ای زیر لب با ترس دعا می كردند و عده ای خانم از خانم‌ها كه در هواپیما روسری خود را درآورده بودند روسری را سرشان كردند و فقط می گفتند خدایا نجاتمون بده...

شاهین كه در مخیله اش هم چنین صحنه هایی نمی گنجید دستش را بالا برده بود و با گریه می گفت: (خدایا منو ببخش، اگه منو نجات بدی قول می دم آدم خوبی بشمو به تمام حرفات گوش بدم فقط یك فرصت بده.آخه که من جز تو كسی را ندارم...)

 هواپیما نزدیك به فرودگاهی در كشور ژاپن باید فرود اضطراری می كرد. با نزدیك شدن هواپیما به فرودگاه ضربان قلب مسافران هم بیشتر می شد.اكثر مسافران چشمان خود را بسته بودند. تكان های شدید هواپیما هنگام فرود باعث شده  بود كه تمام مسافران یك صدا بگویند (خدا....)

به طرز معجزه آسایی هواپیما با كمترین آسیب به زمین نشست. مسافران چشمان خود را باز كردند . باورشان نمی شد كه زنده مانده اند مدام خدا را شكر می كردند و به سرعت از هواپیما خارج شدند. شاهین تا از هواپیما خارج شد تلفنی پیدا كرد و ماجرا را به خانواده اش در تهران گفت.

شاهین همان روز در هتلی كه شنیده بود با زلزله 10 ریشتری هم خراب نمی شود رفت او بعد از یك هفته  قول هایی را كه به خدا داده بود را فراموش كرد. و بعد از یك هفته  به دانس (مجلس گناه)  رفت.

یك هفته بعد:

ساعت 45/ 8 دقیقه شاهین بر روی تختش دراز كشیده بود و در حال صحبت كردن با تلفن بود كه احساس كرد زمین در حال تكان خوردن است. تكان بسیار شدید شد. وسائل اتاق به این طرف و آن طرف پرتاب می شدند. شاهین كه تا حالا با چنین صحنه ای روبرو نشده بود خیلی ترسید، اما بعد از پایان زلزله هنگامی كه دید ساختمان هتل خراب نشد بسیار خوشحال شد و گفت:خوب شد آمدم ژاپن اگر ایران بودم الن زیر آوار بودم. تلویزیون را روشن كرد و شنید كه در اخبار می گوید: زلزله ای 8 ریشتری ژاپن را لرزاند كه بر اثر ساختماتن های ایمنی تنها 3۲ نفر جان باخته اند.

 2 ساعت بعد از سونامی بر اثر زلزله با ارتفاع 14 متر و با سرعت 800 كیلومتر در ساعت، تمام ساختمان های استاندارد آن منطقه را هم نابود كرد. در آن سونامی ۲۵هزار نفر جان باختند و فضای آلوده هسته ای آنجا را مسموم كرد.

 

یك ماه بعد، ایران:

شاهین در پای اینرنت در حال دیدن عکس های زلزله زاپن است.او به این فکر میکند که چطور شد که به طرز معجزه آسایی از آن حادثه نجات پیدا كرد در حالی كه تمام اهالی آن هتل جان باختند.

شاهین بعد از مدت ها قرآن را باز میكند این آیه می آید:

رَّبُّكُمُ الَّذِی یُزْجِی لَكُمُ الْفُلْكَ فِی الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِیماً(66)وَإِذَا مَسَّكُمُ الْضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِیَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الإِنْسَانُ كَفُوراً (67) أَفَأَمِنتُمْ أَن یَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ یُرْسِلَ عَلَیْكُمْ حَاصِباً ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ وَكِیلاً (68) أَمْ أَمِنتُمْ أَن یُعِیدَكُمْ فِیهِ تَارَةً أُخْرَى فَیُرْسِلَ عَلَیْكُمْ قَاصِفا مِّنَ الرِّیحِ فَیُغْرِقَكُم بِمَا كَفَرْتُمْ ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ عَلَیْنَا بِهِ تَبِیعاً (69) سوره اسراء

پروردگارتان كسى است كه كشتى را در دریا براى شما به حركت درمى‏آورد، تا از نعمت او بهره‏مند شوید; او نسبت به شما مهربان است. (66)

و هنگامی كه در دریا ناراحتی به شما برسد همه كس را جز او فراموش خواهید كرد، اما هنگامی كه شما را به خشكی نجات دهد روی می‏گردانید، و انسان كفران كننده است!(67)

آیا  از این ایمن هستید كه در خشكى (با یك زلزله شدید) شما را در زمین فرو ببرد، یا طوفانى از سنگریزه بر شما بفرستد (و در آن مدفونتان كند)، سپس حافظ (و یاورى) براى خود نیابید؟! (68)

یا اینكه ایمن هستید كه بار دیگر شما را به دریا بازگرداند، و تندباد كوبنده‏اى بر شما بفرستد، و شما را بخاطر كفرتان غرق كند، سپس دادخواه و خونخواهى در برابر ما پیدا نكنید؟! (69)

شاهین كاغذی را چند صفحه بعد از این آیات دید كه روی آن نوشته شده بود:

هر که مرا طلب کند خواهد یافت وهر که مرا یافت عاشقم می گردد و هر

 کس عاشقم شد عاشقش می شوم و هر که من عاشقش شوم عاقبت او

 را شهید می کنم وهر که را شهیدش کنم خودم خونبهای او می شوم.   

(حدیث قدسی)

(حسن عبدالصمد)


نوشته شده در چهارشنبه 27 مهر 1390 ساعت 07:15 ب.ظ توسط مریم صابری نظرات |


Design By : Pichak