تبلیغات
مطالب اجتماعی و .................................... - مطالب آبان 1390

مطالب اجتماعی و ....................................

عاشورا، دهمین روز از ماه محرم در گاه‌شماری هجری قمری روز مقدس مسلمانان است.شهرت این روز نزد شیعیان به دلیل وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری است که با گاه‌شماری هجری خورشیدی این روز برابر با سه‌شنبه21  مهر59 خورشیدی است. هرچند براساس گاه‌شماری هجری قمری قراردادی این روز با چهارشنبه، ۲۱ مهر تطبیق داده می‌شود. در این روز حسین بن علی(علیه السلام) - امام سوم شیعیان - و یاران وی در رویداد کربلا در جنگ با لشکر یزید کشته شدند و مسلمانان در آن سوگواری می‌کنند. در مناطق شیعه نشین مراسم عزاداری برگزار می‎‏‌شود. در تقویم رسمی ایران، افغانستان، عراق، پاکستان و هند این روز تعطیل می‌باشد.
نوشته شده در یکشنبه 29 آبان 1390 ساعت 08:06 ب.ظ توسط عسل بلورچی نظرات |

یاد باد آنکه سر کوی توأم منزل بود

                            دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز

                           چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود

                                                                             حافظ


نوشته شده در شنبه 28 آبان 1390 ساعت 09:54 ب.ظ توسط بهاره برادران نظرات |

گفته میشد:((هر که با ما نیست با ما دشمن است!))

گفتم:آری،این سخن فرموده ی اهریمن است!

اهل معنا،اهل دل،با دشمنان هم دوستند،

ای شما،با خلق دشمن؟!قلب تان از اهن است؟!

                                                                  فریدون مشیری


نوشته شده در شنبه 28 آبان 1390 ساعت 09:39 ب.ظ توسط بهاره برادران نظرات |

پسر کوچکی روزی هنگام راه رفتن در خیابان سکه ای یک سنتی پیدا کرد.او از پیدا کردن این پول آن هم بدون هیچ زحمتی بسیار خوشحال شد.این تجربه باعث شد که او بقیه روزها هم با چشمان باز سرش را به سمت پایین بگیرد و در جستجوی سکه های بیشتر باشد.او در مدت زندگیش 296سکه 1 سنتی 48 سکه 5 سنتی 19سکه 10سنتی 16 سکه 25سنتی 2 سکه نیم دلاری و یک اسکناس مچاله شده ی یک دلاری پیدا کرد.یعنی مجموعا 13 دلار و 26 سنت .در برابر بدست آوردن این 13 دلار و 26 سنت او زیبایی دل انگیز 31369 طلوع خورشید درخشش 157 رنگین کمان و منظره درختان افرا در فصل پاییز از دست داد.او هیچگاه حرکت ابرهای سفید را بر فراز اسمان ها در حالی که از شکلی به شکل دیگر در می آمدند ندید.پرندگان در حال پرواز و درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر هرگز جزئی از خا طرات او نشد.
نوشته شده در شنبه 28 آبان 1390 ساعت 07:49 ب.ظ توسط رژین شکری نظرات |

کودک نجوا کرد: خدایا با من صحبت کن....

و یک چکاوک در چمنزار آواز خواند.....

ولی کودک نشنید.......



پس کودک فریاد زد: خدایا با من صحبت کن ....

و آذرخش در آسمان غرید.....

ولی کودک باز متوجه چیزی نشد.......



سپس کودک فریاد زد:خدایا به من یک معجزه نشان بده ....

و یک زندگی متولد شد.....

کودک نفهمید.......

کودک در نا امیدی گریه کرد و گفت:

خدایا مرا لمس کن ...و بگذار تو را بشناسم ....

پس نزد وی آمد و لمسش کرد.....

ولی کودک بالهای پروانه را شکست!!!.....

و در حالیکه خدا را درک نکرده بود از آنجا دور شد....
نوشته شده در شنبه 28 آبان 1390 ساعت 07:48 ب.ظ توسط رژین شکری نظرات |

بزرگترین عیب آن است که از عیب خود آگاه نباشیم.

هر که مهلتش به سر آمده مهلتی می طلبد و به هر کس مهلتی داده می شود در انجام کار امروز و فردا می کند.

فقط خواستن کافی نیست بلکه باید انجام داد.

شخصیت یعنی وقتی که هیچ کس ما را نمیبیند کارمان را درست انجام دهیم.

دقایقی فکر کردی حالا تصمیم بگیر.


نوشته شده در شنبه 28 آبان 1390 ساعت 05:55 ب.ظ توسط عسل بلورچی نظرات |

If I want to change the game rules، first I learn the rules.

اگه می خوام قواعد بازی رو عوض کنم ،اول قواعد رو یاد می گیرم.


نوشته شده در پنجشنبه 26 آبان 1390 ساعت 01:14 ق.ظ توسط بهاره برادران نظرات |

شبی در محفلی ذکر علی بود
شنیدم عاقلی فرزانه فرمود:
اگر دوزخ به زیر پوست داری
نسوزی گر علی را دوست داری
اگر مهر علی در سینه ات نیست
بسوزی گر هزاران پوست داری

وصف علی(سعدی)

کس را چه زور و زهره که وصف علــی کند

جــــــبار در مــــــناقـب او گفت هل اتی

زور آزمـــــای قلــــعه ی خیـــبر که بـــند او

در یکـــدگر شکست بــــه بازوی لافتی

مردی که در مصاف زره زره پیش بسته بود

تا پیـش دشــمنان نکننـد پشـت بر عزا

شـــــیر خدا وصـــف در مــیدان و بحر جود

جان بخـش در نماز و جهان سوز در وقا

دیــــباچه ی مــــروت و دیــــوان مــــعرفت

لشکــــــرش فـــــتوت و ســـردار اتــقیا

فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست

ماییم و دسـت و دامان معصوم مرتضی


نوشته شده در سه شنبه 24 آبان 1390 ساعت 07:39 ب.ظ توسط عسل بلورچی نظرات |


نخستین امام شیعیان
علی

نگاره‌ای از صحنه‌ای از غدیر خم. منسوب به کتاب الآثار الباقیة عن القرون الخالیة متعلق به بیرونی. در کتابخانه دانشگاه ادینبورگ انگلستان.

از آغاز ذی‌القعده سال دهم هجری که آخرین سال زندگانی پیامبر بود، به همه مناطق مسلمان‌نشین و ایل‌ها و قبیله‌های مسلمان عربستان خبر داد که وی در این ماه به مکه معظمه خواهد رفت و حج به‌جای خواهد آورد و بدین‌ترتیب بزرگ‌ترین اجتماع مسلمانان شکل گرفت، که به حجةالوداع معروف است

با پایان حج محمد به سرعت دستور حرکت جهت اجتماع در غدیر خم را دادند. حتی ۱۲۰۰۰ از اهل یمن - که برای رفتن به وطن خود باید راه دیگری را می‌رفتند - به دستور او با کاروان مسلمانان همراه شدند.

در میان راه مکه و مدینه در غدیر خم، آیه قرآن فروفرستاده شد:

«ای پیامبر! آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده [به مردم] برسان. اگر این کار را نکنی، رسالت الهی را به انجام نرسانده‌ای و خداوند از مردم نگاهت خواهد داشت.»

در پی نزول این آیه، پیامبر دستور داد همه کاروانیان در آن محل گرد هم آیند، و در همان‌جا پیامبر خطابهٔ طولانی غدیر را ایراد کرد.


برخی بخش‌های این سخنرانی- که به گفته شیعیان در معرفی مقام علی است - چنین است:

ای مردم! بدانید که خداوند علی را ولی و امام شما قرار داده و اطاعت او را بر مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کنند، و بر شهری و روستایی و عجم و عرب و آزاد و مملوک و بزرگ و کوچک و سفید و سیاه واجب کرده‌است. آگاه باشید که «امیر المؤمنین» غیر از این برادرم کسی نیست و پیشوایی مؤمنان پس از من بر کسی جز او روا نخواهد بود. او جانشین من در امتم و پیشوای کسانی است که به من ایمان آورده‌اند و نیز جانشین من در تفسیر کتاب خدا است. خداوند دین شما را به واسطه امامت او کامل گردانید. به دستورات او گوش فرا دهید تا در سلامت بمانید و از او پیروی کنید تا هدایت شوید. ای مردم! من «صراط مستقیم»ام، که خداوند شما را به پیروی آن امر فرموده‌است. آن‌گاه پس از من، علی و پس از او، فرزندانم از نسل او.

من [از جانب خداوند] دستور یافته‌ام که از شما درباره آن‌چه که از سوی خداوند درباره علی امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او آوردم، بیعت بگیرم و دست شما را بفشارم. خداوند به من دستور داده که از زبان‌های شما در مورد آنچه بیان نمودم - راجع به علی امیر المؤمنین و امامانی که پس از او می‌آیند و از من و از اویند، اقرار زبانی بگیرم و چنان که خبرتان دادم، نسل من از صلب علی است. همگی بگویید: شنیدیم و اطاعت می‌کنیم و خرسندانه - در مقابل آن چه از سوی پروردگار ما و خویش دربارهٔ امامت علی امیرالمؤمنین و امامانی که از صلب او به دنیا می‌آیند، به ما رساندی - سر تسلیم فرود می‌آوریم. بر این باور زنده‌ایم و با آن می‌میریم و با آن [در قیامت] محشور می‌شویم. تغییر نمی‌دهیم و تبدیل و انکار نمی‌کنیم، تردید به دل راه نمی‌دهیم و از این باور برنمی‌گردیم و پیمان نمی‌شکنیم.


نوشته شده در سه شنبه 24 آبان 1390 ساعت 07:30 ب.ظ توسط عسل بلورچی نظرات |

 

 شنیدم من  که لیلی یا علی گفت
به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است
 که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز میکرد
به گوش غنچه دیدم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت
دعایی کرد و او هم یا علی گفت

خمیر خاک آدم را سرشتند
چو برمیخواست آدم یا علی گفت

مسیحا گر دم از اعجاز میزد
ز بس بیچاره مریم یا علی گفت

به فرقش کی اثر می کرد شمشیر
 یقینم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده می شد
 یقین آنجا علی هم یا علی گفت

دلا باید که هردم یا علی گفت

نه هر دم بل دمادم یا علی گفت


به صدق دل همیشه یاد او کرد

به هرپیچ و به هر خم یا علی گفت


دمی که روح در آدم دمیدند

زجا برخاست آدم یا علی گفت


چونوح از موج طوفان ایمنی خواست

 توکل کرد و هردم یاعلی گفت


عصا در دست موسی اژدها شد

 کلیم آنجا مسلم یا علی گفت


نمی شد زنده جان مرده , هرگز

یقین عیسی بن مریم یا علی گفت


رسول اله شنید از پرده غیب

 ندایی آمد, آن هم یا علی گفت


نزول وحی چون فرمود سبحان

ملک در اولین دم یا علی گفت


علی در کعبه بر دوش پیمبر

قدم بنهاد اول یا علی گفت

به فرقش کی اثر می کرد شمشیر

گمانم ابن ملجم هم یا علی گفت؟؟

 

عید سعید غدیر مبارک باد


نوشته شده در دوشنبه 23 آبان 1390 ساعت 12:08 ق.ظ توسط m javer نظرات |

دوستان خوبم متوجه شدم بعضی از دوستان مفهوم تکالیف و حقوق نقش را متوجه نشده اند خیال باطل 

با یک مثال شروع می کنم

یک گرو ه مانند : خانواده مژه

نقش

تکالیف

حقوق

     پدر

تامین نیازهای مالی فرزند عمل به توصیه های پدر توسط فرزند

فرزند

عمل به توصیه های پدر تامین نیازهای مالی توسط پدر

 همانطور که ملاحظه میکنید تکالیف  - وظایف نقش مورد نظر می باشد که اگر انجام ندهد

 اعضای گروه او را سرزنش می کنند

و حقوق به معنی انتظاری است که صاحب نقش- انتظار دارد که نقش مقابل در برابر انجام وظیفه او

آن عمل را انجام دهد .

در مثال ارائه شده در در برابر انجام وظیفه خود که تامین نیازهای مالی فرزند - انتظار دارد که فرزند

در مقابل این انجام وظیفه به توصیه های او عمل کند whistling 

به شکل دیگر

فرزند در مقابل عمل به توصیه های پدر انتظار دارد که پدر نیازهای مالی او را تامین کنداوه

امیدوارم اشکال دوستان رفع شده باشدpraying

 


نوشته شده در یکشنبه 22 آبان 1390 ساعت 12:14 ق.ظ توسط m javer نظرات |

حکایت دوست

پیرمرد به من نگاه کرد و پرسید چند تا دوست داری؟

گفتم چرا بگویم ده یا بیست تا

جواب دادم : فقط چند تایی

پیرمرد آهسته و به سختی برخاست و در حالیکه سرش راتکان می داد گفت :تو آدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری ولی در مورد آنچه که می گویی خوب فکر کن ،خیلی چیزها هست که تو نمی دانی دوست، فقط ان کسی نیست که تو به او سلام می کنی

دوست دستی است که تو را از تاریکی و ناامیدی بیرون می کشد , درست وقتی دیگرانی که تو آنها را دوست می نامی سعی دارند تو را به درون ناامیدی و تاریكی بکشند ،دوست حقیقی کسی است که نمی تواند تو را رها کند صدائی است که نام تو را زنده نگه می دارد حتی زمانی که دیگران تو را به فراموشی سپرده اند اما بیشتر از همه , دوست یک قلب است یک دیوار محکم و قوی در ژرفای قلب انسان ها , جایی که عمیق ترین عشق ها از آنجا می آید بهترین دوست کسی است که شانه هایش رابه تو می سپارد و وقتی كه تنها هستی تو را همراهی می کند و در غمها تو را دلگرم می کند کسی که اعتمادی راکه به دنبالش هستی به تو می بخشد

پس به آنچه می گویم خوب فکر کن زیرا تمام حرفهایم حقیقت است فرزندم یکبار دیگر جواب بده چند تا دوست داری؟

سپس مرا نگریست و درانتظار پاسخ من ایستاد

با مهربانی گفتم: اگر خوش شانس باشم، فقط یکی و آن تو هستی

بهترین دوستان عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد , غیرقابل تصوراست

آسمان جای عجیبی ست نمی دانستم

عاشقی کار غریبی ست نمی دانستم

عمر مدیون نفس نیست نمی دانستم

عشق کار همه کس نیست نمی دانستم

رمز موفقیت سقراط

مرد جوانی از سقراط رمز موفقیت را پرسید. سقراط به مرد جوانsoghrat

گفت كه همراه او به كنار رودخانه بیاید. وقتی به رودخانه رسیدند

هر دو وارد آب شدند به حدی كه آب تا زیر گردنشان رسید. در این

لحظه سقراط سر مرد را گرفته و به زیر آب برد. مرد تلاش می كرد

تا خود را رها كند اما سقراط قوی تر بود و او را تا زمانی كه رنگ

صورتش كبود شد محكم نگاه داشت. سقراط جوان را از آب

خارج كرد و اولین كاری كه مرد جوان انجام داد كشیدن یك نفس

عمیق بود. سقراط از او پرسید: «در زیر آب تنها چیزی كه می خواستی چه بود؟»

مرد جواب داد: «هوا.»

سقراط گفت: «این رمز موفقیت است! اگر همانطور كه هوا را می خواستی در جستجوی موفقیت هم باشی بدستش خواهی آورد. رمز دیگری وجود ندارد


نوشته شده در شنبه 21 آبان 1390 ساعت 06:12 ب.ظ توسط عسل بلورچی نظرات |

روانشناسی گروه خونی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گروه خونی O :
ـ صادق، خوشبین و پر انرژی هستند و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.
ـ برای رسیدن به هدف قدرت و تحمل خوبی دارند.
ـ اگر در میانه راه به بیهوده بودن کاری که در حال انجامش هستند پی ببرند، خیلی راحت آنرا رها می کنند.
ـ درباره ی گذشته مثبت اندیشند، لذا چندان افسوس گذشته را نمی خورند.
ـ به مسائل مادی اهمیت می دهند. آرام و باثباتند و در برابر صداقت بسیار حساسند.
ـ رک و صریح نظراتشان را بیان می کنند. می توانند از جزئیات براحتی صرف نظر کنند.
ـ غالباً از رهبری کردن خوششان می آید و معمولاً از قدرت تمرکز خوبس برخوردارند.
گروه خونی A :
ـ محتاط در تصمیم گیری، بدبین و بسیار حساس هستند و مایلند مسائل را به دو گروه سیاه و سفید تقسیم کنند.
ـ به قوانین و استانداردهای اجتماعی بسیار اهمیت میدهند.
ـ از تحمل و صبر بالایی برای انجام کارهای فیزیکی و رقابتی برخوردارند.
ـ به آینده بسیار بدبینند و براحتی می توانند ظاهر آرامی از خودشان نشان دهند، حتی اگر عصبانی باشند.
ـ به نظرات دیگران بسیار اهمیت می دهند.
ـ اگر قلبشان بشکند، به سختی التیام می یابد.
ـ آنها بسیار مسئولند و همواره خطی بین کار و تفریح میکشند.
ـ آنها معتقدند که در مسائل دینی و اخلاقی می توان به کمال رسید.
ـ ترجیح می دهند از سرگرمی هایی بهره ببرند که از فشار عصبیشان بکاهد.
گروه خونی B :
ـ براحتی از دیگران دستور نمی گیرند.
ـ سریع تصمیم گیری می کنند، قابل انعطافند و چندان به قوانین اهمیت نمی دهند.
ـ به مسائل علمی و اکتشافات علاقه فراوانی دارند.
ـ چندان صبور به نظر نمی رسند و از کارهای رقابتی خوششان نمی آید.
ـ معقول و خونسردند و درعین بامزگی ،بسیار خجول هستند.
ـ از بیان ایده های جدید نمی هراسند.
ـ از مورد انتقاد قرار گرفتن ترسی ندارند.
ـ از انجام کاری به مدت طولانی خسته و دلزده نمی شوند.
ـ براحتی می توانند خاطرات گذشته را فراموش کنند.
ـ خلاق و مبتکر بوده و بین کار و تفریح نمی توانند مرزی قائل شوند.
گروه خونی AB :
ـ رمانتیک و احساساتی هستند و به شدت فعالند.
ـ در تجزیه و تحلیل مسائل بسیار ماهرند.
ـ در نقد موضوعات مختلف بسیار منصف اند.
ـ درموقع لزوم نمی توانند سریع تصمیم بگیرند.
ـ برای سخت کار کردن و صبور بودن باید سعی کنند.
ـ درباره ی گذشته بسیار حساسند و از قدرت فهم بالایی برخوردارند.
ـ چندان مسئولیت پذیر نیستند.
ـ خونسردند اما در برخورد با مسائل غیرمنتظره خیلی زود نگران می شوند.
ـ حالات روحی آنها خیلی سریع تغییر می کند.
ـ می توانند در آنِ واحد چند کار را با هم انجام دهند و از کارهای هنری بسیار خوششان می آید.

 

 


نوشته شده در پنجشنبه 19 آبان 1390 ساعت 09:50 ب.ظ توسط پریسا سادات اکبری نظرات |

به من بگو خدا چه جوریه؟

دختر کوچولو از چند وقت بعد از تولد برادرش پا را تو یک کفش کرده بود که با او تنها باشد.پدر و مادرش نیز زیر بار نمی رفتند؛چون می ترسیدند او هم مثل بیشتر دخترهای چهار پنج ساله حسودی اش بشود و بلایی سر بچه بیاورد. منتها او هیچ نشانه ای از حسادت از خودش بروز نمی داد و با برادرش خیلی مهربان بود.دست بردار هم نبود و هر روز که می گذشت ،بیشتر اصرار می کرد. عاقبت پدر و مادرش کوتاه آمدند و گذاشتند با بچه تنها بماند.

دختر کوچولو با خوشحالی رفت توی اتاق نوزاد و در را بست.

لای در کمی باز مانده بود و پدر ومادر کنجکاو می توانستند او را ببینند.

دختر کوچولو آهسته رفت طرف نوزاد،

صورتش را چسباند به صورت او و پچ پچ کرد:

«نی نی جون ،به من بگو خدا چه جوریه.من داره یادم میره...»


نوشته شده در دوشنبه 16 آبان 1390 ساعت 12:04 ق.ظ توسط بهاره برادران نظرات |

قانون جذب همانند قانون جاذبه و سایر قوانین علمی قانونی نیست كه به رسمیت شناخته شود و تنها عده‌ای از مردم به آن معتقد هستند. این عده معتقدند كه آن یك قانون انتزاعی است و به طور خلاصه بیان می‌کند که هر آنچه در ذهن انسان تصور شود اعم از خوب یا بد، زشت یا زیبا و ... در دنیای واقعی نمود خواهد یافت. سرعت و شدت به واقعیت پیوستن این تصویر ذهنی به شدت تمرکز روی آن موضوع و وضوح تصویر آن در ذهن بستگی دارد.در واقع خواسته هایی که تصور می شوند باید به گونه ای باشند که بتوان آنها را در ذهن حس و باور نمود.

طبق این قانون، که در کتاب های مقدس ادیان مختلف نیز (البته نه تحت عنوان همین نام) در مورد آن ذکر شده: هنگامی که انسان آرزوی چیزی را دارد، سراسر کیهان همدست می شود تا بتواند این آرزو را تحقق بخشد.

شاید بتوان فیلم راز را محفلی برای تعریف و شناساندن این موضوع به دنیا دانست. این عبارت اگرچه پیش از بوجود آمدن این فیلم نیز وجود داشته است ولی ساخت این فیلم شهرت آن را صدچندان نمود.

بنا به تعبیر یكی از افراد حاضر شده در این فیلم قانون جذب مختصراً در این جمله تعریف می‌شود: "افكار، تبدیل می‌شوند به، اجسام!" و باز به تعریف شخص دیگری در این فیلم این جمله بدین معنیست كه هرآنچه را كه به آن فكر می‌كنی، بوجود خواهد آمد! كه البته همانطور كه در ابتدا نیز گفته شد این قانون، تنها یك رابطه‌ایست كه عده‌ای بین افكار و رخدادهای زندگیشان به آن معتقد هستند چرا كه در غیر این صورت معتقد بودن محافل علمی جهان به چنین جملاتی بسیار بعید است.



نوشته شده در یکشنبه 15 آبان 1390 ساعت 06:16 ب.ظ توسط عسل بلورچی نظرات |

یک انسان خردمند فرصتها و شانس ها را می سازد , نه اینکه در انتظار آنها بنشیند .

خوش نامی بزرگترین فر و افتخار هر آدمی است .

شاید مانند کودکی باشیم که در کنار دریا با سنگ ریزه ها و صدفهای زیبا بازی می کند اما غافل ار آنیم که دریایی بس بزرگ و اقیانوسی بی کران در مقابل دیدگانمان وجود دارد که در اعماق آن اسرار عظیم و شگفت انگیز نهفته است .

آنانی که چیزی برای گفتن ندارند با لودگی و ریشخند تلاش می کنند خودی نشان دهند .

یکی از بزرگترین خوشبختی ها ، خدمت بیشتر به مردم است .

خالق بزرگ خلاقیت به ما اعطا کرده است. پیشکش ما نیز به او به کار بردن آن خلاقیت است


نوشته شده در یکشنبه 15 آبان 1390 ساعت 05:44 ب.ظ توسط عسل بلورچی نظرات |

ای زیباترین

شادی را به کسانی هدیه می کنم که آن را از من گرفتند.

عشقم را بین کسانی تقسیم می کنم که دلم را شکستند.

دعایم را نثار کسانی می کنم که نفرینم کردند.

محبتم را به کسانی می دهم که بر دلم زخم نهادند.

می خواهم بر غم تبرها، درخت شوم.

می خواهم بر روی پاهایم بایستم تا آسمان شانه هایم را لمس کند.

می خواهم بخندم

چون که هنوز تو با منی.

خدایا عاشقت هستم

مرا دوست بدار...

 


نوشته شده در شنبه 14 آبان 1390 ساعت 10:39 ب.ظ توسط بهاره برادران نظرات |

کشیش سوار هواپیما شد.  کنفرانسی تازه به پایان رسیده بود و او میرفت تا در کنفرانس دیگری شرکت کند؛ میرفت تا خلق خدا را هدایت کند و به سوی خدا بخواند و به رحمت الهی امیدوار سازد.  در جای خویش قرار گرفت.  اندکی گذشت، ابری آسمان را پوشانده بود، امّا زیاد جدّی به نظر نمیرسید.  مسافران شادمان بودند که سفرشان به زودی شروع خواهد شد.

هواپیما از زمین برخاست.  اندکی بعد، کمربندها را مسافران گشودند تا کمی بیاسایند.  پاسی گذشت.  همه به گفتگو مشغول؛ کشیش در دریای اندیشه غوطه‌ور که در جمع بعد چهها باید گفت و چگونه بر مردم تأثیر باید گذاشت.  ناگاه، چراغ بالای سرش روشن شد: "کمربندها را ببندید!"  همه با اکراه کمربندها را بستند؛ امّا زیاد موضوع را جدّی نگرفتند.  اندکی بعد، صدای ظریفی از بلندگو به گوش رسید، "از نوشابه دادن فعلاً معذوریم؛ طوفان در پیش است."  

موجی از نگرانی به دلها راه یافت، امّا همانجا جا خوش کرد و در چهره‌ها اثری ظاهر نشد، گویی همه می‌کوشیدند خود را آرام نشان دهند. باز هم کمی گذشت و صدای ظریف دیگربار بلند شد، "با پوزش فعلاً غذا داده نمی‌شود؛ طوفان در راه است و شدّت دارد." نگرانی، چون دریایی که بادی سهمگین به آن یورش برده باشد، از درون دلها به چهره‌ها راه یافت و آثارش اندک اندک نمایان شد.

طوفان شروع شد؛ صاعقه درخشید، نعرهء رعد برخاست  و صدای موتورهای هواپیما را در غرّش خود محو و نابود ساخت؛ کشیش نیک نگریست؛ بعضی دستها به دعا برداشته شد؛ امّا سکوتی مرگبار بر تمام هواپیما سایه افکنده بود؛ طولی نکشید که هواپیما همانند چوبپنبه بر روی دریایی خروشان بالا رفت و دیگربار فرود افتاد، گویی هم‌اکنون به زمین برخورد میکند و از هم متلاشی میگردد. کشیش نیز نگران شد؛ اضطراب به جانش چنگ انداخت؛ از آن همه که برای گفتن به مردم در ذهن اندوخته بود، هیچ باقی نماند؛ گویی حبابی بود که به نوک خارک ترکیده بود؛ پنداری خود کشیش هم به آنچه که می‌خواست بگوید ایمانی نداشت.  سعی کرد اضطراب را از خود برهاند؛ امّا سودی نداشت.  همه آشفته بودند و نگران رسیدن به مقصد و از خویش پرسان که آیا از این سفر جان سالم به در خواهند برد.

نگاهی به دیگران انداخت؛ نبود کسی که نگران نباشد و به گونهای دست به دامن خدا نشده باشد.  ناگاه نگاهش به دخترکی افتاد خردسال؛ آرام و بیصدا نشسته بود و کتابش را می‌خواند؛ یک پایش را جمع کرده، زیر خود قرار داده بود. ابداً اضطراب در دنیای او راه نداشت؛ آرام و آسوده‌خاطر نشسته بود.  گاهی  چشمانش را میبست، و سپس میگشود و دیگربار به خواندن ادامه میداد.  پاهایش را دراز کرد، اندکی خود را کش و قوس داد، گویی میخواهد خستگی سفر را از تن براند؛ دیگربار به خواندن کتاب پرداخت؛ آرامشی زیبا چهره‌اش را در خود فرو برده بود.

هواپیما زیر ضربات طوفان مبارزه میکرد، گویی طوفان مشتهای گره کردهء خود را به بدنهء هواپیما میکوفت، یا میخواست مسافران را که مشتاق زمین سفت و محکمی در زیر پای بودند، بترساند.  هواپیما را چون توپی به بالا پرتاب میکرد و دیگربار فرود میآورد.  امّا این همه در آن دخترک خردسال هیچ تأثیری نداشت، گویی در گهواره نشسته و آرام تکان میخورد و در آن آرامش بیمانند به خواندن کتابش ادامه میداد.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 13 آبان 1390 ساعت 10:16 ب.ظ توسط بهاره برادران نظرات |

سوالات کنکور


هنر
-----------------------------------------
هنرپیشه معروف سینما ؟

الف) محمدرضا گلزار

ب) محمدرضا علفزار

ک (محمدرضا گندمزار

ش) محمدرضا دشت


 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 12 آبان 1390 ساعت 07:10 ب.ظ توسط ماهین میر شمس نظرات |

انسانها بیشتر عمرشان را در گروهها زندگی می کنند؛آنها به عنوان اعضای خانواده ، ساکنان یک محله یا شهر، اعضای یک گروه خاص اجتماعی یا اقتصادی و یا مذهبی و قومی نیز به عنوان شهروندان یک ملت با یکدیگر رابطه دارند. انسانها حتی اگر خودشان هم آگاه نباشند که اعضای یک گرو هند ، باز به شیوه هایی فکر و عمل می کنند که دست کم بخشی ازآنها را عضویت در گروه تعیین می کند. نوع لباسی که آدمها می پوشند، نوع خوراک و نحوه خوردن آنها، عقاید و ارزشهایشان و رسومی که رعایت می کنند، همگی تحت تأثیر عضویت آنان در گروههای گوناگون می باشند.

جامعه شناسی را می توان به عنوان بررسی علمی زندگی گروهی انسانها تعریف کرد.جامعه شناسان در واقع می کوشند تا آنجا که ممکن است این نکته را به دقت و به گونه ای عینی توصیف و تبیین کنند که انسانها چرا و چگونه در گروهها با یکدیگر رابطه دارند.

یکی از اهداف عمده جامعه شناسی پیش بینی رفتار اجتماعی و نظارت بر آن است. این هدف در جامعه نوین بصورتهای گوناگونی تحقق می یابد. همچنین جامعه شناسی به تخفیف تعصبها و پیشداوریهایی که مانع انعطاف پذیری بیشتر انسانها در برخورد با موقعیتهای تازه می شوند، کمک می کنند.

سرانجام باید گفت که بررسی جامعه شناختی شیوه های نگرش و واکنش نوینی را در برخورد با سیمای پیوسته متغیر واقعیت اجتماعی، برایمان فراهم می آورد.


نوشته شده در پنجشنبه 12 آبان 1390 ساعت 07:06 ب.ظ توسط ماهین میر شمس نظرات |

  If you born poor it's not your mistake,

 But if you die poor it's your mistake!!!

Bill Gates 

اگر فقیر به دنیا بیایی خطا تو نیست،

اما اگر فقیر از دنیا بروی خطا تو است!


نوشته شده در چهارشنبه 11 آبان 1390 ساعت 06:39 ب.ظ توسط هلیا نادری نظرات |

اینک که به یاری اهورامزدا، تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهان اربعه را به سر گذاشته ام اعلام میکنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من میدهد ،دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیردستان من،دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند


.من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و اهورامزدا توفیق سلطنت را به من میدهد، هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر کسی مظلوم واقع شد، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی، دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.من امروز اعلام میکنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند،مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند،مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.


من اعلام میکنم که هر کس مسئول اعمال خود میباشد و هیچ کس را نباید به مناسب تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و برعکس به کل ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.


من تا روزی که به یاری اهورامزدا زنده هستم و سلطنت میکنم،نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیردستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از خرید از خرید و فروش زنان و مردان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.از اهورامزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.


نوشته شده در سه شنبه 10 آبان 1390 ساعت 08:37 ب.ظ توسط عسل بلورچی نظرات |

می گویند سال ۲۰۱۲ ، آبستن یک اتفاق خارق العاده در کره زمین است ؛ البته هنوز هیچ کس از ماهیت واقعی آن خبری ندارد اما هر چه هست ، خبرهای موجود درباره این سال ، اصلا خوشایند نیست. این را ، هم پیشگویان و منجمان قوم مایا می گویند و هم دانشمندان ناسا.

در هشدار ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است که میلیونها نفر در سال ۲۰۱۲ بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچالها، تلفنهای همراه و ماهواره ها خاموش می شوند.

ناسا در هشداری اعلام کرد که یک توفان خورشیدی که در سال ۲۰۱۲ به زمین می رسد موجب خواهد شد که برق تمام دنیا خاموش شود.
سال 2012


به گزارش مهر، در هشدار ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است که میلیونها نفر در سال ۲۰۱۲ بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچالها، تلفنهای همراه و ماهواره ها خاموش می شوند.

از ماه دسامبر فعالیت خورشید به آهستگی روبه افزایش می رود. نیروی مغناطیسی این ستاره هر ۱۱ سال یکبار به نقطه ای می رسد که در آن پیک پدیده های فورانهای خورشیدی و پرتاب تاجهای خورشیدی بزرگ مشاهده می شود. این پدیده ها منجر به آزاد شدن میزان زیادی انرژی و تشعشعات می شود. این فورانها می تواند به زمین نیز برسد و منجر به ایجاد توفانهای ژئومغناطیسی زمین شود.
ستاره شناسان این پدیده ها را از سال ۱۸۵۹ رصد کرده اند. در آن زمان یک توفان ژئومغناطیسی ویژه در خطوط تلگراف اروپا و آمریکا اختلال ایجاد کرد. در ماه می ۱۹۲۱ توفان دیگری بسیاری از خطوط برق و تلفن را در دو سر اقیانوس اطلس خارج از استفاده کرد.

در گزارش ۱۳۲ صفحه ای ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است: “انرژی برق کلید فناوری جامعه مدرن امروزی است و تمام زیرساختها و سرویسها به آن وابسته هستند. اگر توفان سال ۱۸۵۹ امروز اتفاق بیفتد به طور حتم خسارتهای اجتماعی و اقتصادی وسیعی برجای خواهد گذاشت.”

به گفته دانشمندان ناسا، پیک بعدی این توفانهای خورشیدی بین سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ خواهد بود که جامعه علمی هنوز بر سر شدت فعالیت خورشید در این دوره جدید به توافق نرسیده اند.

در ۲۰۱۲ چه بر سر ما خواهد آمد؟

ظاهراً، در ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۲ تحل عظیمی در جهان رخ خواهد داد به طوری که بخش بزرگی از نوع بشری نابود خواهند شد.
یا به عبارتی آخرالزمان فرا خواهد رسید.

اکنون شما ۲ سال فرصت دارید که از زندگی لذت ببرید…!! این خبری است که در تیتر اخبار بسیاری از کشورها قرار دارد

مایاها قومی بودند که چند هزار سال پیش تو مناطق آمریکای مرکزی زندگی می کردند، البته الان هم از قوم اونها بازماندگانی وجود دارن. حتما معبد زیر رو که متعلق به مایا هست رو دیدید.

سال 2012

قبل از اینکه وارد مقوله پیش گویی اصلی مایا بشم باید توضیحاتی راجع به قدرت و تمدن این قوم براتون بنویسم.

مایا! قومی که هزاران سال پیش معبد و هرمی که در بالا مشاهده می کنید رو با ۳۶۵ پله ساخته! به تعداد روزهای سال.

مایا تمامی خسوف ها و کسوف ها را دقیقا تا سال ۲۰۱۲ ثبت کرده و همشون طبق برنامه دارن اتفاق می افتن، مایا چندین هزار سال پیش عدد یک میلیون رو کشف کرده بود، مایا هزاران سال پش تو معابدش تصاویری از سفینه ها و فضانوردان رو روی سنگ ثبت کردن!
مایا آن زمان حتی تعداد روزهای هر سال کره ماه رو که گمونم ۲۷۹ روز هست محاسبه کرده بود. مایا ها از اورانوس و نپتون اطلاع داشتند، تقویم مایا برای ۴۰۰ میلیون سال استخراج شده است، سال خورشید و زهره را تا چهار رقم اعشار محاسبه کرده اند.

همه اینها رو به دو دلیل اشاره کردم یکیش اینکه بگم مایا چقدر قدرت محاسباتی و علمی داشته و دوم رو هم تو پی نوشت ها خواهید خوند. حالا بریم سر اصل مطلب، پیشگویی!

پیشگویی می گه: تو ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۲ زندگی روی کره زمین وارد یک دوره جدید می شه. تو چند تا سایت خوندم که این دوره جدید پر از صلح و عشق و آرامش و پیشرفت هست. (مصداق حرف یکی از سیاستمداران آمریکایی که پایان بحران مالی آمریکا رو صلح و آرامش تو دنیا می دونست).
حالا چند تا نظریه دیگه هم هستند که به تفضیل روشون بحث می کنم. یکی از استادان دانشگاه هم اطلاعاتی در این مورد داشت، جالبه که گفت ما به ناسا یه ایمیل فرستادیم و پرسیدیم که آیا سال ۲۰۱۲ اتفاقی تو کهکشان خواهد افتاد؟ ناسا پاسخ داده بود که نارسایی هایی مشاهده می شن ولی نمی تونیم تائید کنیم که این اختلالات آسیبی به زمین می رسونن یا نه!

مایاها معتقد بودند که زمین از ۵ دوره تشکیل شده، پایان هر دوره یه اتفاق خیلی بد می افته و دوره جدید شروع می شه. جالب اینجاست که ۲۰۱۲ پایان دوره پنجم هست! و ما وارد دوره ششم خواهیم شد، گفته می شه تمدن حاضر از بین خواهد رفت تا دوره ششم شروع بشه
این کدها درخود قسمتها وقسمتهای زیادی را در مورد یک اتفاق هراسناک خورشیدی درسال۲۰۱۲بیان میکند دانشمندان متفق النظر هستند که هر۱۰۰ سال یا بیشتر شعله های خورشیدزبانه می کشند و منظومه شمسی را تحت تاثیر خود قرار میدهند.

تئوری میگوید که درسال ۲۰۱۲ یک شهاب سنگ باعث انفجار خورشیدی میشود که باعث سوزاندن کره ی زمین میشود.

دو مطلب جالب: یکی اینکه مایا حتی زمان سقوط قوم خودشون رو پیشبینی کرده بودند و عجیب تر از همه: جنگهای جهانی رو هم پیش بینی کرده بودند!

البته دقت کنید که اتمام دنیا به این معنی نیست که همه چیز از بین می ره، حتما شروعی خواهد بود، برای دوره ششم و هنوز مطمئن نیستیم که این دوره چه چیزی را به ارمغان خواهد آورد.

همین حس کنجکاوی خیلی از مردم و دانشمندان را برانگیخته است که چرا تقویم مایان ها در روز ذکر شده تمام می شود.
آیا روز ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۲ روزی است که جهان به پایان می رسد یا اینکه آغاز دوره ای جدید است؟ آیا به پایان رسیدن تقویم مایان ها را می توان نشانه ای دانست بر وقوع یک اتفاق خاص در جهان؟شاید هم …… به هر حال باید صبر کرد.

 


نوشته شده در سه شنبه 10 آبان 1390 ساعت 04:37 ب.ظ توسط عسل بلورچی نظرات |

کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ، آن هم به سه دلیل ؛اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم اینکه در آن سن و سال، زن داشت ... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم .

(دکتر شریعتی)


نوشته شده در دوشنبه 9 آبان 1390 ساعت 08:46 ب.ظ توسط درسا سادات سیدی نظرات |

مقدمه

شاید شما هم جزو افرادى هستید که در دوران تحصیل درس هندسه برایتان هیچ جذابیتى نداشته و احتمالاً از شنیدن نام آن بیزارید ولى چند لحظه این موضوع را فراموش کنید. بعد ساده ترین اشکال هندسى را به خاطر بیاورید؛ مربع، مستطیل، مثلث، دایره و منحنى. سپس خیلى سریع و بدون اینکه زیاد به مغزتان فشار بیاورید شکلى را انتخاب کنید که بیشتر از همه می‌پسندید. در حقیقت یک تست روانشناسى پیش روى شما قرار دارد که با توجه به انتخابتان بسرعت نشان مى‌دهد شما در زندگى چه جور آدمى هستید و در چه مشاغلى احتمال موفقیتتان بیشتر است!

مربع

افرادى که شکل مربع را انتخاب مى‌کنند کسانى هستند که در یک محیط پایدار بیشترین احساس آرامش را دارند و مسیر کارهایشان کاملاً واضح است. چنین اشخاصى محافظه کارند و دوست دارند همه چیز مرتب و منظم باشد. وظیفه شناس هستند و اگر کارى را به آنها محول کنید آنقدر روى آن وقت مى‌گذارند تا تمام شود، حتى اگر کارى تکرارى و طاقت فرسا باشد و مجبور شدند به تنهایى آن را انجام دهند.

مستطیل

اصولگرایى مشخصه بارز این افراد است. آنها نیز نظم و ترتیب را دوست دارند ولى آن را بیشتر از طریق سازماندهی‌هاى دقیق اجرا مى‌کنند. این امر سبب مى‌شود که راههاى مناسبى را انتخاب و همه قواعد و مقررات را بررسى کنند. اگر وظیفه‌اى را به این اشخاص محول کنید ابتدا آن را به خوبى سازماندهى مى‌کنند تا اطمینان یابند که بطور اصولى اجرا خواهد شد.

مثلث

اشخاصى که شکل مثلث را انتخاب مى کنند هدف گرا هستند. آنها از برنامه ریزى قبل ازانجام کارها لذت مى‌برند و به طرح موضوعات و برنامه‌هاى بزرگ و بلند مدت تمایل نشان مى‌دهند، اما ممکن است جزئیات را فراموش کنند. اگر کارى را برعهده آنها بگذارید ابتدا هدفى را براى آن تعیین و سپس با برنامه ریزى کار را آغاز مى‌کنند.

دایره

چنین افرادى اجتماعى و خوش صحبت هستند، هیچ لحن خشنى ندارند و امور را به وسیله صحبت کردن درباره آنها تحت کنترل خود در مى‌آورند. ارتباطات اولین اولویت آنها در زندگى است. مطمئن باشید که اگر وظیفه‌اى به آنها محول شود آنقدر درباره آن صحبت مى‌کنند تا هماهنگى لازم ایجاد شود.

منحنى

خلاقیت در این قبیل افراد موج مى‌زند و اغلب اوقات کارهاى جدید و متفاویت را ارائه مى‌دهند. نظم و ترتیب برایشان کسالت آور است و اگر تکلیف را براى آنها در نظر بگیرید ایده‌هاى خوب و مشخصى را براى آنها ابداع مى‌کنند. بطور کلى افرادى که سه شکل اول یعنى مربع، مستطیل و مثلث را انتخاب مى‌کنند در جهت مسیر ویژه در حرکت هستند و کارها را بطور منطقى و اصولى انجام مى‌دهند ولى ممکن است خلاقیت کمى داشته باشند. اما گزینش دایره و منحنى نشان دهنده خلاقیت و برون گرایى است. چنین افرادى به موقعیتهاى جدید وسایر افراد دسترسى پیدا مى‌کنند ولى چندان اصولگرا و قابل اعتماد نیستند.

کاربرد تست

این تست براى ارزیابى افراد نسبت به موقعیت شغلى شان کاربرد دارد و یا به منظور پى بردن به این نکته که اشخاص مختلف تا چه حد مى‌تواند باهم کار کنند. اگر شما بشدت علاقه‌مندید که یک کار خاص و اصولى را انجام دهید یک فرد مربع دوست مى‌تواند همکار خوبى برایتان باشد.
همچنین اینگونه افراد براى کار در دوایر حسابرسى هم کاملاً مناسبند. اگر کارها نیاز به سازماندهى گروهى داشته باشد مثلث دوستان در پیشبرد فعالیتها موفق خواهند بود. این افراد مى‌توانند مجرى خوبى باشند، چون اهداف را مشخص و اطمینان مى‌یابند که دستیابى به آنها ممکن است. براى هر نوع ارتباطات حضورى افرادى که دایره را انتخاب مى‌کنند، بهترین هستند. آنها مى‌توانند یک کارمند خوب، مسئول پذیرش یا فردى باشند که به مشتریان خود خدمات مناسبى را ارائه مى‌دهند. بالاخره افرادى که شکل مورد علاقه‌شان منحنى است همیشه ایده‌هاى تازه دارند و بطور مثال براى کار در شرکتهاى تبلیغاتى مناسبند


نوشته شده در دوشنبه 9 آبان 1390 ساعت 08:33 ب.ظ توسط درسا سادات سیدی نظرات |

 دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است.

تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.

پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتریی از خدا بگیرد. داد زد و بد و بیراه گفت. خدا سکوت کرد. جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت. خدا سکوت کرد. آسمان و زمین را به هم ریخت. خدا سکوت کرد.

به پر و پای فرشته‌ و انسان پیچید خدا سکوت کرد. کفر گفت و سجاده دور انداخت. خدا سکوت کرد. دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد. خدا سکوتش را شکست و گفت: عزیزم، اما یک روز دیگر هم رفت. تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی. تنها یک روز دیگر باقی است. بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن.

لا به لای هق هقش گفت: اما با یک روز… با یک روز چه کار می توان کرد؟

خدا گفت: آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی‌یابد هزار سال هم به کارش نمی‌آید. آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: حالا برو و زندگی کن.

او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می‌درخشید. اما می‌ترسید حرکت کند. می‌ترسید راه برود. می‌ترسید زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد. قدری ایستاد… بعد با خودش گفت: وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف کنم.

آن وقت شروع به دویدن کرد. زندگی را به سر و رویش پاشید. زندگی را نوشید و زندگی را بویید. چنان به وجد آمد که دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد. می تواند ….

او در آن یک روز آسمانخراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما ….

اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید، روی چمن خوابید، کفشدوزدکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که او را نمی‌شناختند سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد. او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد. لذت برد و سرشار شد و بخشید. عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.

او در همان یک روز زندگی کرد، اما فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند: امروز او درگذشت. کسی که هزار سال زیسته بود!


نوشته شده در دوشنبه 9 آبان 1390 ساعت 07:49 ب.ظ توسط عسل بلورچی نظرات |

هالووین یکی از جشنهای سنتی مغرب زمین است که...
مراسم آن در شب 31 اکتبر برگزار میشود. در آن شب معمولاً کودکان لباسهای عجیب و ترسناك میپوشند و برای جمع آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران میروند.یکی از نمادهای هالووین یک كدوتنبل توخالی است که برای آن دهان و چشم به صورتی ترسناک درآورده شده و با روشن کردن شمع در درون کدوتنبل به آن جلوهای ترسناک داده میشود. جشن هالووین که از دوهزار سال قبل تاکنون در چنین روزی میان غربیان برگزار میشود، بیان کننده اعتقاد پیشینیان آنان به جهان آخرت است. به روایتی آخرین شب سال کیانا !!!یعنی سی و یکم اکتبر را زمان یادآوری از ارواح درگذشتگان قرار دادند و به این ترتیب جشنی برپا میکردند، همگی دور هم جمع میشدند، آتش می افروختند، قربانی میکردند و هر کس هر غذایی داشت با دیگران قسمت میکرد و همگی بر سر یک سفره می نشستند چراکه بر این باور بودند که در این شب راه میان دو جهان باز میشود و ارواح درگذشتگانشان نیز در این جمع حاضر میشوند و ارتزاق میکنند؛ پس کسانی که با سخاوت بیشتری در این جشن شرکت میکردند مورد شفاعت درگذشتگان نزد خداوند قرار گرفته و تا پایان آن سال از گزند بدیها و بلاها در امان میماندند.هالووین یکی از روزهای مذهبی و محترم به شمار میرود و با برگزاری این جشن کم کم به استقبال کریسمس و میلاد حضرت عیسی میروند.
 

نوشته شده در دوشنبه 9 آبان 1390 ساعت 07:08 ب.ظ توسط عسل بلورچی نظرات |

دوستان عزیز با توجه به اهمیت تحقیق و تلاشی که شما عزیزان در این زمینه نموده اید

و با توجه به اهمیت پژوهش

سعی کردم مراحل انجام پژوهش نه در سطح پایان نامه های دانشگاهی بلکه در وسع وقت و زمان محدودی که در اختیار داریم را به صورت مختصر ارئه کنم .

امیدوارم مورد استفاده قرار گیرد .

در ضمن در این کار از بخش هایی از "کتاب روش تهیه پژوهش نامه "دکتر علی اکبر سیف(۱۳۷۵) نیز استفاده نمودیم .


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 09:30 ب.ظ توسط m javer نظرات |

حقیقت هیشه نتایج مثبت و درستی به بار می آورد.

ذهن خود را با روش ها و اصولی که افراد موفق به کار گرفته اند بارور کن.

هر اقدام بزرگ ابتدا محال به نظر می رسد.

عقیده ما نسبت به خودمان از همه مهمتر است.

هیچ چیز در دنیا اتفاقی نیست.

راستی تولد کوروش کبیر مبارک.


نوشته شده در یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 06:42 ب.ظ توسط عسل بلورچی نظرات |

عجایب هفت‌گانه، به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌الاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده‌است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده‌است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به هم عصران خود معرفی کند.

عجایب هفتگانه از چپ به راست بالا به پایین:هرم بزرگ جیزه، باغهای معلق بابل، نیایشگاه آرتمیس، تندیس زئوس، آرامگاه هالیکارناسوس، تندیس غول‌پیکر رودس و فانوس دریایی اسکندریه

نکته دیگر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده بطوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده‌است.

تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده‌است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده‌است که به سده ۵ پیش از میلاد مربوط برمی‌گردد.

چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگ‌ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد می‌زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعه‌ای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروزه، تنها چیزی که درباره این مجموعه می‌دانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.

فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی‌ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده‌است.

شواهد باستان‌شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته‌است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند.

از زمانهای بسیار قدیم تا کنون، فهرست‌های متعدد و متفاوتی از عجایب هفتگانه به نگارش درآمده‌است. فهرست اروپا-محور مذکور بدین قرار است:

 َ


نوشته شده در شنبه 7 آبان 1390 ساعت 08:27 ب.ظ توسط عسل بلورچی نظرات |


Design By : Pichak