مطالب اجتماعی و ....................................

 

حتماً حتماً تا آخرش رو بخونید به نکته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی بسیار زیبا وجالبی می‌رسید.

دنیا (یکی ازنام های زندگی): ١١۵

آخرت (نامی برای زندگی پس از این جهان): ١١۵

ملائکه: ٨٨

شیاطین: ٨٨

زندگی: ١۴۵

مرگ: ١۴۵

سود: ۵٠

زیان: ۵٠

ملت (مردم):۵٠

پیامبران: ۵٠

ابلیس(پادشاه شیاطین): ١١

پناه جوئی از شرّ ابلیس: ١١

مصیبت: ٧۵

شکر: ٧۵

صدقه: ٧٣

رضایت: ٧٣

فریب خوردگان (گمراه شدگان): ١٧

مردگان (مردم مرده): ١٧

مسلمین: ۴١

جهاد : ۴١

طلا : ٨

زندگی راحت: ٨

جادو: ۶٠

فتنه: ۶٠

زکات: ٣٢

برکت: ٣٢

ذهن : ۴٩

نور: ۴٩

زبان: ٢۵

موعظه (گفتار، اندرز): ٢۵

آرزو: ٨

ترس: ٨

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی): ١٨

تبلیغ کردن: ١٨

سختی: ١١۴

صبر: ١١۴

محمد (صلوات الله علیه): ۴

شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص): ۴

مرد: ٢۴

زن: ٢۴

و نیز جالب خواهد بود به دفعاتی که کلمات زیر در قرآن ظاهر شده اند نگاهی داشته باشیم:

نماز: ۵

ماه: ١٢

روز: ٣۶۵

دریا : ٣٢ ، زمین (خشکی): ١٣

دریا + خشکی ۴۵= ٣٢+۱۳

دریا =۷۱/۱۱%=۴۵/(۳۲)

خشکی =۲۸/۸۹% =۴۵/(۱۳)

١٠٠% = دریا ۷۱/۱۱% + خشکی۲۸/۸۹%

دانش بشری  اثبات نموده که آب ۷۱/۱۱% و خشکی ۲۸/۸۹% از کره زمین را فراگرفته است

 

منبع:پایگاه ظهور۱۲


نوشته شده در یکشنبه 13 آذر 1390 ساعت 04:33 ب.ظ توسط مریم صابری نظرات |

چقدر خنـده داره  که...

یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست ولی 90 دقیقه بازی فوتبال مثل باد میگذره

چقدر خنده داره که...

صد هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی با همون پول میریم خرید، مبلغ ناچیزیه...

چقدر خنده داره که...

یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یکساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره

چقدر خنده داره که...

وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم، چیزی یادمون نمی آد که بگیم ، اما وقتی می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم.

چقدر خنده داره که ...

خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته، اما خوندن صد سطر از پرفروش ترین کتاب رمان دنیا آسونه.

چقدر خنده داره که...

برای عبادت و کارهای مذهبی  وقت کافی در برنامه روزمره پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام دهیم.

چقدر خنده داره که ...

شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم ، اما سخنان قرآن رو به سختی باور می کنیم.

چقدر خنده داره که...

همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد داشته باشند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت بروند.

چقدر خنده داره .......اینطور نیست ؟

دارید می خندید ؟    ..........


نوشته شده در چهارشنبه 27 مهر 1390 ساعت 08:02 ب.ظ توسط مریم صابری نظرات |

حافظ :

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

صائب تبریزی:

هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

شهریار:

هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

یاری

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خورشید و فلک سایم از این عزت کف پا را

روان و روح و جان ما همه از دولت شاه است

من مفلس کی‌ام چیزی ببخشم خال زیبا را

اگر استاد ما محو جمال یار می‌بودی

از آن خود نمی‌خواندی تمام روح و اجزا را

.

.

.

و این داستان همچنان ادامه دارد!



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 27 مهر 1390 ساعت 07:17 ب.ظ توسط مریم صابری نظرات |

شاهین به آرزویش رسید. بالاخره بعد از سالها انتظار توانست در سن 25 سالگی آماده سفر به ژاپن شود. رفتن به ژاپن آرزوی شاهین بود. در فرودگاه امام خمینی از تمام افراد خانواده و آشنایان خداحافظی كرد و سوار بر هواپیما شد.

زمانی كه شاهین برروی صندلی هواپیما نشسته بود مدام به این فكر می كرد كه من موفق ترین فرد بین اقوام و دوستانم هستم. آنها اگر كمی عرضه داشتند همراه من به این سفر می آمدند.شاهین در هواپیما به این فكر می كرد كه تا ساعتی دیگر هنگام رسیدن به كشور ژاپن معنای خوشبختی را حس خواهد كرد.

در همین افكار بود كه هواپیما تكان شدیدی خورد. تمام مسافران طبق معمول سفرهای هوایی كه داشتند، احساس كردند كه هواپیما با چاله ای در ابرها برخورد كرده است و مشكلی آنها را تهدید نمی كند.

بعد از چند ثانیه، هواپیما تكان شدیدی خورد. مسافران ترسیده بودند. مهماندار هواپیما آمد و گفت: مسافران محترم  كمربندهای خود را محكم ببندید. هیچ اتفاقی نیفتاده است. مهماندار در حال صحبت بود كه ناگهان صدای مهیبی از موتور هواپیما شنیده شد. اكثر مسافران جیغ كشیدند. خلبان هواپیما از پشت میكروفن گفت: یكی از موتورهای هواپیما دچار مشكل شده است از مسافرین خواهشمندیم تا خونسردی خود را حفظ كنند. تنها كاری كه از شما مسافران برمی آید دعاست.

 با جملات خلبان و تكانهای شدید هواپیما مسافران متوجه شدند كه هواپیما در حال سقوط است.عده ای از زنان بیهوش شده بودند. بچه ها جیغ می كشیدند. عده ای خشكشان زده بود، عده ای زیر لب با ترس دعا می كردند و عده ای خانم از خانم‌ها كه در هواپیما روسری خود را درآورده بودند روسری را سرشان كردند و فقط می گفتند خدایا نجاتمون بده...

شاهین كه در مخیله اش هم چنین صحنه هایی نمی گنجید دستش را بالا برده بود و با گریه می گفت: (خدایا منو ببخش، اگه منو نجات بدی قول می دم آدم خوبی بشمو به تمام حرفات گوش بدم فقط یك فرصت بده.آخه که من جز تو كسی را ندارم...)

 هواپیما نزدیك به فرودگاهی در كشور ژاپن باید فرود اضطراری می كرد. با نزدیك شدن هواپیما به فرودگاه ضربان قلب مسافران هم بیشتر می شد.اكثر مسافران چشمان خود را بسته بودند. تكان های شدید هواپیما هنگام فرود باعث شده  بود كه تمام مسافران یك صدا بگویند (خدا....)

بقیه در ادامه مطلب

 

منبع:وبلاگ"باید کاری کرد"


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 27 مهر 1390 ساعت 07:15 ب.ظ توسط مریم صابری نظرات |


Design By : Pichak